درآمدی بر مبنای عرفان و تصوف در قرآن2
21 بازدید
محل نشر: معرفت » بهار 1373 - شماره 8 » (7 صفحه - از 27 تا 33)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
اشاره در قسمت نخست این بحث، پس از تعریف مفهوم عرفان و عارف و ویژگی‏های عمده مکتب عرفان،به معنای تصوّف و صوفی و آنگاه تفاوت عرفان و تصوّف پرداختیم. در بخش پایانی بحث،اشاره‏ای به پیشینه تاریخی عرفان و تصوّف داشتیم و در این زمینه، گذری به ریشه‏های تصوّف در مذاهب هندی و چینی داشتیم. اینک بحث را بااصول عرفان و تصوّف در مکتب افلاطونیان جدید پی می‏گیریم. د ـ اصول عرفان و تصوّف در مکتب افلاطونیان جدید این مکتب توسط "فلوطین"،متوفای 240 یا270م.، در حوزه علمی و فرهنگی اسکندریه که پس از آن مهد علم و فلسفه بود، تأسیس شد اصول اساسی این مکتب،ازاندیشه‏های افلاطون اقتباس شده است، اما در نظامی جدید، آمیخته با اصولی دیگر. از جمله مسائل اساسی در این مکتب، همان مسأله وحدت وجود است که در واقع اساس دیگر عقاید عرفانی به‏شمار می‏رود. همچنین مسأله اتحاد و فنا در این مکتب صریحاً مطرح شده است. به عقیده افلاطونیان جدید، تعیّنات مادی و شخصیت فردی، حجاب اکبر در راه نیل به این هدف عالی محسوب می‏شود. در این مکتب مسأله "عشق" از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است؛ و تنها راه وصول به دانش حقیقی و معرفت به خدا همان طریقه کشف و شهود بیان شده است. به عقیده فلوطین، سالک نباید تنها به مشاهده آن حقیقت عالی اکتفا کند، بلکه باید وصال او و اتحاد او را طلب کند. چه، وطن حقیقی انسان، وحدت است. این وصال یا وصول به حق حالتی است که برای انسان دست می‏دهد؛ و نوعی بی‏خودی (فنا) است که در آن انسان از هر چیز، حتی از خود، بیگانه می‏شود. بی‏خبراز جسم و جان و فارغ از زمـان و مکان و مستغنی از فـکر و وارسته از عقل می‏شود. او در این حالت مست عشق است. میان خود و معشوق واسطه نمی‏بیند و فرق نمی‏گذارد. این عالمی است که در عشق مجازی دنیوی، عشاق در پی آن می‏روند و به وصل یکدیگر آن را می‏جویند، در صورتی که این حالت، مخصوص مقام ربوبیت است، و نفس انسان مادام که تعلق به بدن دارد، تاب بقای درآن حالت را نمی‏آورد، و آن را فنا و عدم می‏پندارد. خلاصه این حالت دمی است که دیر به دیر دست می‏دهد، و فلوطین مدعی بود که در مدت عمر، چهار مرتبه آن حالت را دیده و لذت آن را چشیده است. .
آدرس اینترنتی