حکمای اسلامی و قضایای اخلاقی
22 بازدید
محل نشر: معرفت » زمستان 1372 - شماره 7 » (8 صفحه - از 27 تا 34)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
مقدمه افعال آدمی به حسن و قبح متّصف می‏شود، اما این حُسن و قبح چیست و قضایایی که برآنها مشتمل‏اند، چه ماهیتی دارند، از مسائلی است که ذهن فیلسوفان را قرنها به خود مجذوب ساخته است. از زمان سقراط حکیم وحتی فیلسوفان قبل از سقراط مسأله حسن و قبح افعال به طور قابل اعتنایی مطرح بوده و ارسطو دو کتاب عمده در باب اخلاقیات تدوین نموده است: کتاب «اخلاق» [Ethics] که اخلاق نیقوماخس هم خوانده می‏شد. و «اخلاق» أودموس [Eudemian Ethics] متکلمان اسلامی این مباحث را با شدت هرچه تمامتر دنبال کرده‏اند و آثار فراوانی از خود به جای گذاشته‏اند. دراین میان موضع حکمای اسلامی، نیاز به تأمل بیشتری دارد. موضع حکیمانی چون فارابی، بوعلی و خواجه نصیرالدین طوسی مورد تفسیرهای مختلفی واقع شده‏است. پاره‏ای از محققین براین رأیند که حکیمان، قضایای اخلاقی مشتمل بر «حسن» و «قبح» و «باید» و «نباید» را از سنخ مشهورات می‏دانند که در آنها معیار، تطابق با آراء عقلاست نه با عالم واقع، چه آنکه برای آنها واقعیتی جز تطابق مذکور وجود ندارد. در مقابل حکیمان دیگری معتقدند که از مشهورات دانستن قضایای حسن و قبح، منافاتی با اوّلی بودن آنها و جزء مقدمات برهان واقع گشتن آنها، ندارد. محقق لاهیجی ـ قدس سره‏الشریف ـ از این دسته حکیمان است، و تا آنجا که وقوف داریم، وی اولین کسی است که در تفسیر کلام حکما، این نکته را مطرح کرده و از آن دفاع نموده است. هدف مقاله حاضر، پیگیری بحث فوق است. صبغه بحث تاریخـی ـ تحلیلی است. در فصـل اول کـلام پاره‏ای ازحکما (ومنطق دانان) اسلامی را نقل می‏کنیم سپس در فصل دوم دو تفسیر مختلف از کلام آنان را بررسی می‏کنیم و به محاکمه این دو تفسیر می‏نشینیم و در فصل سوم پاره‏ای از سؤالات پیرامون موضع حکما مطرح می‏کنیم که در فهمیدن کلام ایشان مؤثر است. هدف این مقاله گزارش تاریخی و نقادانه است و لذا از بحث مستقل پیرامون مسائل فلسفه اخلاق احتراز جسته‏ایم، که این مهم را در کتاب «فلسفه اخلاق» به نحوی مستوفی، به انجام رسانیده‏ایم.
آدرس اینترنتی