نمودی از برخی عناصر حکمت متعالیه در فلسفه برکسن
19 بازدید
محل نشر: معرفت » تابستان 1378 - شماره 29 » (11 صفحه - از 44 تا 54)
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
مقدمه صدرالمتألّهین، حکیم فرزانه جهان اسلام، میراث دار گنجینه ای گران بها از اندیشه های هستی شناسانه، معرفت شناسانه، انسان شناسانه، تفسیر و حدیث است که با اشراف به مشرب های گوناگونِ فلسفیِ مشّاء و اشراق و همچنین کلام معتزله، اشاعره و شیعه و نیز عرفان نظری منظومه ای سازوار از معارف را سامان داد که در آثار کم تر اندیشمندی همانند آن را می توان یافت. اما با کمال تأسف، گرایش به غرب و غرب زدگی، به ویژه در زمینه فلسفی، موجب گشته که برخی از اندیشمندانِ خودی عجولانه قضاوت کنند و چنین بپندارند که فلسفه اسلامی ـ عموماً ـ و حکمت متعالیه ـ خصوصاً ـ سخنی برای گفتن در جهان امروز ندارد و باید به عنوان تاریخ فلسفه بدان نگریست. یکی از راه های روشن شدن بطلان این قضاوت، بحث و بررسی های تطبیقی میان فلسفه اسلامی و مکاتب فلسفی غرب است تا در پرتو آن، نقاط قوّت و ضعف نظام های فلسفی غربی در مقایسه با مجموعه عظیم فلسفه اسلامی شناخته شده، با بازخوانی متون فلسفی اسلامی، روزنه های تازه ای برای حلّ مسائل نوین گشوده شود. از جمله فیلسوفانی که در بسیاری از آراء با اندیشه های فلسفی ملاّصدرابه گونه ای هماهنگی دارد و زمینه مطالعه تطبیقی میان آن دو را فراهم می سازد، هنری برگسن (Henri Bergson)است. با گذری بر افکار او معلوم می شود که در مباحثی همچون حقیقت حرکت و زمان، حدود معرفت شناسیِ عقل نظری، امکان شناخت حقیقت خارجی از طریق شهود و عدم امکانِ دست یابی به واقعیت آن چنان که هست، از طریق عقل نظری و علم حصولی و بسیاری مسائل دیگر، شباهتی فراوان میان آراء او و نظرات صدرالمتألّهین وجود دارد که از فضل تقدّم و تقدّم فضل نسبت به برگسن برخوردار می باشد.هنری برگسن از بزرگ ترین فلاسفه معاصر جهان غرب به شمار می آید که در فلسفه آراء خاصی ارائه کرده و مکتبی نو بنیاد نهاده است. او در سال 1859 م. در پاریس متولد و در سال 1941 م. چشم از جهان فروبست. برگسن با آن که در ریاضیات نبوغ داشت و مورد توجه استادان ریاضی دان خود بود، سرانجام، فلسفه را برگزید و در آن وادی گام نهاد.
آدرس اینترنتی